سديد الدين محمد عوفى

716

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و « 1 » ندانستم كه چه كنم . پس حيلتى « 2 » كرده و آن جوان را از آنجا بركشيدم و بر بام « 3 » بردم و تنورى بود كه گاه‌گاه در آنجا نان پختمى ، آن جوان را در آن تنور نهادم « 4 » . و « 5 » در زير سراى « 6 » ما ستورگاه ملك بود و جمعى « 7 » ستوربانان آنجا مقام داشتند « 8 » ، در ميان ايشان « 9 » زنگيى سياه‌روى « 10 » را ديدم . به وى اشارت كردم و وى را بخواندم ، و چون به بام آمد وى را گفتم : مرا به جوانمردى تو حاجت است ، هيچ تواند بود كه آن را روا كنى ؟ و « 11 » هرچه خواهى از زر و سيم به تو دهم . زنگى گفت فرمان بردارم و خدمت كنم . گفتم : سوگند بخور « 12 » كه مرا فضيحت نكنى . زنگى سوگند خورد . پس حال حكايت كردم و « 13 » جوان را به دو نمودم . زنگى فرياد برآورد كه اين « 14 » خواجه « 15 » زادهء من است « 16 » ، اى « 17 » بدفعل شوم اختر چرا چنين كردى « 18 » ؟ من در « 19 » دست و پاى زنگى افتادم « 20 » كه مرا فضيحت مكن و دست از شور و شر « 21 » بدار « 22 » و هر چه خواهى از من بستان و اين را از اينجا برون بر . زنگى گفت : اگر « 23 » مرا

--> ( 1 ) - مپ 2 + هيچ حيله ، مج + هيچ ( 2 ) - مج : حيلت ( 3 ) - مج + خانه ( 4 ) - مج : پنهان كردم ، مپ 2 - كه چه كنم . . . تنور نهادم ، مج + و فكرت برگماشتم كه او را به چه نوع دفن كنم پس از بالاى بام نظر كردم ( 5 ) - مپ 2 : جز آنكه ( 6 ) - مج : بام ( 7 ) - مج + از ( 8 ) - مپ 2 - و جمعى . . . داشتند ( 9 ) - مپ 2 - در ميان ايشان ( 10 ) - مپ 2 + ستوربان ( 11 ) - مپ 2 - مرا به جوانمردى . . . روا كنى و ( 12 ) - متن : بخورى ( 13 ) - مپ 2 - حال حكايت كردم و ( 14 ) - مج : اى ( 15 ) - مج + بچه ( 16 ) - مج - است + بدست ( 17 ) - مج : اين ( 18 ) - متن : كجا افتادى ، مج : چگونه افتادى ( 19 ) - مج - در ( 20 ) - مج : گرفتم ( 21 ) - مج - و شر ( 22 ) - مج 2 - و دست . . . بدار ( 23 ) - مپ 2 - اگر